خاطره

سلام به همه الان سر کلاس آموزش HTML در آموزشگاه اساطیر هستم و دارم برای بچه ها درس میدم نمیدونم چی شد حس نوشتن پیدا کردم و گفتم یه چیزی بنویسم الان یه تمرین سخت بهشون گفتم دارن مینویسن و من هم فرصت دارم تا یه مطلبی بنویسم فرد شروع ماه رمضان هست. هنوز سفرم به جمهوری چک مشخص نیست البته مشخص هست توی مصاحبه قبول شدم و قرار بود برام دعوت نامه بفرستن ولی هنوز خبری نشده و منتظرم که برسه ببینم چی میشه. در ضمن تصمیم رو گرفتم احتمال 70 - 80 درصد میرم شرکت خودم رو ثبت میکنم بعد از این پروژه شرکت آفتاب. آخه خسته شدم راستش برای آدم هایی کارکردم که قدر زحمت رو نمیدونن ...

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۴/۱۸ ساعت ۱۱:۵۰ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۵۴۸ | تعداد نظرات ۱

من جمعیتی هستم

سلام همیشه تو زندگیم میخواستم و میخوام که کارای بزرگی انجام بدم تا وقتی خودم رو تو آیینه میبینم به خودم بگم تو این کار رو کردی همیشه از خودم ناراضی بودم تا قبل از اینکه با جمعیت آشنا بشم. حالا هر وقت میرم یه کاری برای جمعیت میکنم خیلی خوشحال میشم و دیگه اون اضطراب همیشگی رو ندام و راحتترم. البته من کار زیادی تو جمعیت نکردم و شرمنده بچه ها هستم ولی دوست دارم احساسی که دارم به جمعیت اینکه همش دنبال یه راهی هستم تا بتونم بیشتر وقت بزارم برای جمعیت حس خوبی بهم میده. خوشحالم که این روزها دغدغه ام تمام شدن کار و کمک به جمعیت هست ...

نوشته شده در یک شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۶ ساعت ۱۵:۴۷ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۴۸۷ | نظر بدهید

جمعیت امام علی(ع)

سلام امروز میخوام راجب یه تجربه جدید صحبت کنم براتون یه جمعیتی هست دانشجویی مردمی، به نام جمعیت امام علی (ع) که کمک میکنه به کودکان و خانواده های آسیب پذبر جامعه. تو ایام اعتکاف یه مراسمی دارن به نام کعبه کریمان که میرن به بچه های نیازمند و ... سر میزنن و ارزوهاشون رو جمع میکنن بعد تو یه جشن یکسری خیر رو جمع میکنن و آرزوها رو میدن بهشون، هرکی تونست آرزوی یه بچه رو براورده کنه راستش منم یه روز رفتم باهاشون برای جمع آوری آرزو. رفتیم باهم تو کوره های آجر پزی نزدیک سرخس. جای قریبی بود برای من تا حالا نرفته بودم یکسری خونه وسط بیابون جمعیت زیادی ...

نوشته شده در یک شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۰۵ ساعت ۱۴:۱۴ توسط مهدی باقری | تعداد بازدید ۴۹۱ | تعداد نظرات ۳